|
خداحافظ پریزادم ای اندوه مادر زاد
خرابم کرده ای هرچند اما خانه ات آباد
به یاد سر گذشت تلخ عمر بر باد رفته ام دیگر
از این پس شعر هایم را به دست باد خواهم داد
تمام هستی ام ای دوست یک مشت شعر تنهایی ست
که آن هم نذر یک بیت از غزلهای نگاهت باد
این دل لحظه ای بی تو نیاسوده است
از آن روز که چشمانت به چشم خسته ام افتاد
عذاب دل بریدن از نگاه گرم وشیرینت
نمی دانی چه کرده باد دل صد پاره ام ای داد
وبعد ازتو، تو ای زیباترین رویای معصوم
برایم هر چه پیش آید ،خوش آید هر چه بادآباد
|