|
دو شعراز شاعره جوان خانم تیموری که دفتر شعرش را به من سپرده که مطالعه ونقد کنم ولی با اجازه خودش من این کار را به شما دوستان عزیز می سپارم که با نظر خواهی ونقد سازنده تان به او کمک کنید
(1)
ساده ترین تصویرتو در قاب نگاه من است
همین آینه بودن گناه من است
پیچ وتاب باد که در گوش بیدها می پیچد
لالایی خواب و شعر شبانگاه من است
تفسیر عشق را بر گردن لاله نیاویز
که حرف شاعرانه کار هر گاه من است
دیریست مثل باران غریبانه می بارم
دشت هم کویری از نفرین وآه من است
ای خسته تر از رهگذرهای بی عاطفه
دیدار رخت بانگ ودعای پگاه من است
****
تازگی ها هوای دلم ابری و بارانی است
لحن مردمان اینجا با دلم آن چنانی است
گل احساسم خیلی وقت است پژمرده
پاییز در پاییزاست وقحطی مهربانی است
شبها هوای دلم عجیب تر می شود می دانم
دلم تورا می خواهد دیر زمانیست
می خواهم از دلم غزل بسرایم برای شب گردها
با اینکه می دانم این غزل پایانی است
هوای اینجا سخت بوی تو را دارد
خدای من اینجا چقدر زمستانیست
تازگی ها هوای دلم هوای توست
هوای توو شب و آن روز بارانی است
|